درباره وبلاگ

سلام چطوری؟ خیلی ممنون که به وبلاگ ما اومدی . توضیح خاصی نمی تونیم بدیم چون این وبلاگ در مورد همه چی هست. از خواننده و بازیگر و کشتی کج تا مدرسه و اتفاقاتی که واسمون افتاده و خلاصه هر چی که فکرش را بکنی. توی نظرات هم اگه در مورد کسی یا چیزی اطلاعات میخوای بگو تا ما واست بگیم.حله؟ راستی یه توضیح: اگه توی قسمت نویسنده ها نگاه کنید یکی هست به اسم موزمارها که ما همه توی اون ارسال میکنیم اما پایین نوشتمون
می نویسیم که این را کی ارسال کرده....پس ما فعلا 5 نفریم...
کرم جهنمی-باتیستا-محک-مارمولک متال-مغز بادام
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
سلام سلام سلام سلام
خوبین؟مامان بابا خوبن؟مامان بزرگ ها بابا بزرگ ها همه خوبن؟
خوش میگذره؟کلی دلم واستون تنگ شده بود باور کن

خب امروز یه روز ویژه هست یه روزی که پر از خاطره واسه موزمارهای ایرونیه 
تولد وبلاگمونه نا سلامتی ها
غم و غصه دیگه بسه 
دل تو باید برقصه
غم و غصه دیگه بسه
دل تو باید برقصه

خب خب خب خب چون قراره همه بنویسن من زودتر خداحافظی میکنم

بای
نویسنده : کرم جهنمی 
*****************************************************
سلام سلام سلام سلام سلام .....به اندازه ای که نبودم باید سلام کنم
دقیقا ۱ سال بود که اپ نکردم
دلم واستون تنگ شده بودا
امروز تولد وبلاگمونه.اومدم بگم من هم عضوی از این موزمارها هستم خیر سرم
خلاصه اینکه وبلاگمون ۱ ساله شد به همین سادگی به همین خوشمزگی
چقدر زود گذشت به قول اویسی :
دريغ از عمر رفته سوز و صداي گذشته مي نويسم شکله خنده مي نويسم از پرنده
در ضمن تصمیم گرفتیم ۷روز و ۷شب جشن بگیریم
با نظرهای خوشکلتون توی جشنتون شرکت کنید
نویسنده:مغز بادام
*****************************************************
سلامی به گرمی .....نمیدونم هر چی میدونین گرم هست!!! خوبید؟؟؟ بازگشت غرور آفرینمو تبریک میگم به خودم و خوانواده ی عزیزم و سایر موزمار ها....![]()
خوب دیگه هیچی ندارم بگم مگر اینکه ایشالا هر جا باشین سلامت باشین.....تولدمون مبارک!!!!!
موزیک
............. باتیستاااا.....بقیه ی موزماراااا.....بیاااااااا
متولد ماه تیر و رودست نداره موزمار لنگشو پیدا کردی جایزه بگیر از این باتیستااا!!!
امون از دست موز امون از دست مار کم مشغله داریم و اینم چه کارایی می خواد
حالا حالا حالا حالا حالا
موزمار موزمار می خونیم با دلی شاد اینم کادوی جشنت تولدت مبارک باد
دلت شاد و تنت خوش چون گل پرخنده باشی بدو شمع هاتو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی
موزمار پیش میره رو دستش هم برنامه نیست باز دوستان و بلاگفا می خونن حالا واسه موزمار
اینی که میبینی از ما فقط نمونه کاره آره تابستون هر سال ما رو یادتون میاره
مار به موز میگه واسه مصاحبه تند نرو گوش یه تریپ جا الافی تو اینترنت بیا اینجا و حال کن
بیننده داره اینجا از ایران تا لندن میدونیم بعد این کار یه سری ها به ما میخندن
موزمار موزمار موزمار موزمار موزمار موزمار موز موز مار مار
موزمار موزمار می خونیم با دلی شاد اینم کادوی جشنت تولدت مبارک باد
دلت شاد و تنت خوش چون گل پرخنده باشی بدو شمع هاتو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک!!!!


![]()
![]()
نوشته شده توسط کرم جهنمی در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 13:11 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام …!
سلام به اندازه ی این تاخیر طولانی موزمارهای ایرونی
خیلی دیر اومدیم نه؟خب شما به موزماری خودتون مارو ببخشین.
خیلی توی این مدت دلم واستون تنگ شده بود! همش فحش معلم ها
میدادم که نمیزاشت ما یه روز راحت بیایم توی نت و اپ کنیم…حالا
اینقدر اپ میکنیم تا جبران کنیم البته فقط تا 13…چون بعدش دوباره بدبختی شروع میشه
. هرچند که مدرسه خیلی خوش میگذره!
همین که ادم با دوستاش هست یعنی بهترین لحظه های زندگی.
بگذریم…
***********************************
اپ امروز را اختصاص دادم به بازگشت دوبارمون!
از رپ هم مهم ترین خبرش بازگشت تهی هست و اهنگای جدیدش
***************************
اینم یه عکس از چهارشنبه سوری موزمارها:

***********************************
مواظب خودتون باشین نظر یادتون نره!
بای بای
نویسنده: کرم جهنمی
نوشته شده توسط کرم جهنمی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 19:14 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام چطورين؟
نميدونم اين بلاگفا
چشه؟ مثل ما حال عصب داره اينم!
مطلبي كه گذاشتم براي بعضي ها بالا نميياد! خب الان ميخوام سعي كنم مثل مطلب قبلی بنويسم. ميخوام بدونم شما چقدر خودتون رو ميشناسيد؟ اينقدر...؟ يا اينقدر؟ بك خورده فكر كن...! خوشم مياد آي كيو همتون مثل موزمارها در حد سس گوجه فرنگيه! خب بريم كه داشته باشيم اين مطلب رو ...! كدام قسمت شخصیتمان را بیشتر دوست داریم؟ گرما طاقت فرساست. چندین روز است که در سفر هستید.خسته اید و آب کم داریدو به همراه خود 5 حیوان دارید. یک گاو، یک میمون، یک گوسفند، یک اسب و یک شیر.
1- مقدار محدودی آب برایتان باقی مانده که برای سیراب کردن شما و همه حیوانات کافی نیست. اگر آب تمام شود همگی در بیابان خواهید مرد ولی اگر بخواهید جان سالم به در ببرید باید یکی از حیوانات را رها کنید و به همراه چهار حیوان باقی مانده به راهتان ادامه دهید. چه حیوانی را انتخاب میکنید؟
2- چهار حیوان برایتان باقی مانده اما انگار از بیابان آتش میبارد. ذخیره آبتان باز هم کمتر شده و باید یک حیوان دیگر را رها کنید. این بار کدام حیوان را اتخاب میکنید؟
3- سه تا حیوان باقی مانده. گرما همچنان طاقت فرساست و هنوز به واحه ای نرسیده اید. مجبورید یک حیوان دیگر را رها کنید. کدام یکی را انتخاب میکنید؟
4-
فقط 2 حیوان مانده. میتوانید حاشیه صحرا را ببینید اما متاسفانه آب برای هر سه باقی نمانده و تنها میتوانید یک حیوان را با خود ببرید. این بار کدام یکی را انتخاب میکنید؟تبریک!بالاخره هر دوتای شما به سلامت از بیابان بلا بیرون آمدید. بنا بریک باور ژاپنی بیابان نماد سختی هاست و هر کدام از حیوانات هم یکی از جنبه های زندگی شما. شیر نماد غرور است. میمون نماد محبت. گوسفند نماد رفاقت. اسب نماد احساسات. گاو نماد احتیاجات اصلی. اهمیت هر یک از جنبه های زندگی شما به ترتیبی که هر حیوان را رها میکنید آشکار میگردد. حیوانی که در ابتدا رها کرده اید کم اهمیت ترین جنبه نسبت به سایر جنبه ها در زندگی شماست و حیوانی که با خود به مقصد رسانده اید پر اهمیت ترین خصوصیت شما را نشان میدهد.
دقت كردين موضوع هيچ گونه ربطي به مطلب نداشت؟
اين همون جريان اين هست كه آي كيو...! اينو گفتم تا ثابت كنم كه آي كيو...!
حالا هركسي اول كار فهميده بود دستش بالا! چي نوشتم خودم هم نفهميدم! در ضمن چند نفر فكر كردن ما پسر هستيم ! واقعا حرفامون اينقدر شبيه پسر هاست؟ اگر هست كه بايد يك جلسه پيدا كردن هويت بذاريم با موزمارها ! حالا هر كسي نظر نده الهي دچار از دست دادن هويت بشين! ![]()

این عکس رو گذاشتم تا با من بیشتر آشنا بشین!![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مغر بادام در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت 22:14 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام دوستان عزیز....امیدوارم که حالتون خوب باشه ...از نظرهایی که دادین واقعا" ممنونم!!! مرسی !! راستش مطلب جدید ندارم....اومدم جواب اونی که فحش داده رو بدم و برم!!
خب ...هر کسی سلیقه ی خودشو داره دوست عزیز!!من که نگفتم همه باید از اوریل خوششون بیاد...فقط نظر خودمو گفتم!!!! شما هم نظر خودتو گفتی!!! ولی با این تفاوت که من سلیقه ی کسی رو زیره سوال نبردم اما شما این کار رو کردی!!
همین که بلاگمونو خوندی خیلی خوبه!! راستی....به نظره من اوریل ممکنه خیلی خیلی خوشگل نباسه...اما زشت ترین هم نیست...
مرسی دوستان که سر می زنین!!!!می رم دنبال مطلب که نوبتم که شد بذارم!!!
قربونه همگی!!! اگه موافقین که متن اهنگ های خارجی رو بذارم تو نظراتون بگین!!!
متن هایی که می خواین رو هم نام ببرین که اگه پیدا کردم بذارم واستون!!!
مرسی!!
قربونتون برم....![]()
![]()
![]()
نظررررررررررررر.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط محک در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 13:31 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلاااااااااااااام.آقا جاتون سبز نباشه برای پاره ای از مسایل اداری ما رفته بودیم تهرون پدرمون در اومد. نیست من خیلی پوست حسااااااااااااااااااااااااااسی دارم تا اومدم صورتم شد پر جوش و یه سری چیزای عجیب دیگه!!! به هر حال اونجا رفتیم یه مغازه من تا چشم افتاد به بازی Resident Evil 4 برای کامپیوتر هول شدم و بدون اینکه چشمو وا کنم ببینم این بازی روی DVD هست و من DVD ROM ندارم خریدمش.ولی ضرر نکردم چون ۱۰۰۰ تومن بود.تو ستاره شیراز همینو می داد ۶۰۰۰ تومن البته با دوبله ی فارسی که خوب نمی ارزه چو ممکنه یه چیزاییش حذف بشه................... خوب به من چه از کجا معلوم سانسورش هم کرده باشن.................از اینا که بگذریم خدمتتون عرض کنم من از بچگی مث پسرک ها ی نا بالغ از پلی استیشن خوشم میومد.من بچه بودم که بازی Resident Evil 1 اومد.بابام هم تازه واسه داداشم پلی استیشن ۱ خریده بود . خلاصه این داداش ناشی ما هی این باز رو می ذاشت من هم از دموی اولش می ترسیدم هی گریه می کردم.Resident Evil 2 که دیگه من گلاب به روتون دستشویی می کردم وقتی می دیدمش...... مخصوصن اولش یه کله نشون می ده........... ولی از بچگی با همون عقل ناقصم از Leon که تو Resident Evil 2 نقش یه پلیس و آقای با شخصیت رو بازی می کنه خوشم میومد.... به خاطر همین هم تو تهرون هول کردم کار دست خودم دادم..( دارم لو میدم خودمو...
)در عوض از اون دختری که همراش بود بدم میومد چون با وجود کیفیت بد بازی احساس می کردم خیلی هیزه و بد نگاه Leon می کنه.بعد از این بازی ۳ اومد که اون موقع من بزرگ شده بودم و دیگه به اینا می خندیدم. هیچ وقت یادم نمیده یه بار همین داداشه ناشی و نابالغ من سس گوجه زد به صورتش رفت تو اتاق قایم شد همین که من مفلوک اومدم از جلو اتاق رد شم این نوجوان نابالغ خودشو انداخت رو من بدبخت و هی صدای مرده از خودش در اوورد.منم هی جیغ میزدم که بعد فهمیدم که این داداشمه....................( ما رو دست کم نگیر...... ما همه آکتوریم.......).من نمیدونم چرا پسرا بهتر از ما دخترا بازی می کنن.اونایی که واردن می دونن که تویSilent hill 4 سه تا پایان متفاوت داره: بد٬متوسط و خیلی خوب.داداشه من همون اول پایان خیلی خوبشو تموم می کنه اون وقت من مجبورم ۳ بار بازی رو از اول تموم کنم تا آخرش به Happy Ending برسم....... واقعا فرق دخترا و پسرا چیه..........آدم زورش می گیره............جنون سرعت یا همون Need For Speed جدید هم که داره به بازار میاد یا شاید هم اومده به اسم Prostreet که کیفیتش واقعا دیدنیه.......راستی کیا کتابای جدید دارن شان رو خوندن؟؟؟ کتاب آخرشو خوندید به اسم بک؟ واقعا این دارن شان مریض روانیه همه ی شخصیتای کتاب رو کشت آخرش جز یه پسر منگل....... نه به این نه به داستانای هری پاتر
برنامه ی Wade Robson Project هم که با برندگی Tyler تموم شد....هر کی نمیدیده نصف عمرش هدر رفته
دیگه چیزی ندارم بنویسم. پس فعلا بااااااااااااای!!!!
اینم از عکسا: 



بیا اینم عاقبت دختر هیز......





اینم عاقبت پسر هیززززز.......![]()
نوشته شده توسط باتیستا در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 12:46 موضوع متفرقه | لینک ثابت
با سلااااااااااااامی گرم!!!!! حال شما؟خوب هستین؟پسر دایی ها خوبن؟
گفتین درشت بنویسید.... بفرما اینم درشت![]()
خداییش فکر کنید...... تو ایران چه تفریحی هست جز سینما و تئاتر و رستوران و کافی شاپ و بضا آیس پک.........
خوب اینا هم چند تا تفریح جالب.البته اولیش و دوومیش مال تهرونی ها هست که مترو دارن..... خوش به حال بعضی ها ...... ایشالا ۱۰ سال دیگه مترو شیراز هم ساخته می شه...![]()
۱) در مترو به افرادی که آن ور ریل ها هستند ناسزا بگویید.....و سپس دو دستتان را بر شکم گذاشته و قارت قارت بخندید....مطمئن باشید تا او به شما برسد شما سوار شده اید و رفته اید.....پس هرچه فحش بدتر هیجانش بیشتر....
۲) در هنگام پیاده شدن از مترو یکهو شروع کنید به دویدن...مطمئن باشید مردم هم دنبال شما می دوند! دلیلش برای ما روشن نیست اما حتما یه دلیلی داشته که شما دویده اید دیگر...
۳) آی دی خود را عوضکنید و ترجیحا یک اسم مستعار که منسوب است به بانوان برای خود برگزینید....
۴)آی دی جنس مخالف و سایر موارد خیلی خیلی خز شده.خواهشا این کار را نکنید:عوضش آفلاین های زیر عجب کیفی می دهد.
_این آفلاین رو برای 451 نفر از دوستات بفرست وگرنه اکانتت پاک میشه و کامپیوترت ویروسی می شه و دو نفر از مسئولان یاهو رو صورتت اسید می پاشن و غیره....باور کنید ما فقط قصد دارسم این دوستی ها زیاد بشه(حساب کن یارو در به در میره میگرده تا دوستاش زیاد بشه!)
۵)لذتی که در اس ام اس های نیمه شب هست در هیچ چیز دیگر نیست....چه اشکالی دارد ساعت دو و نیم شب نظر دوستانتان را در مورد برچسب انرژی یا دوگانه سوزی خودروهای فرسوده و یا تور دوچرخه سواری دور بلغارستان و طعم موز آیس پک... جویا باشید.
۶)اگر دیگر خیلی وقت زیادی دارید پاساژها بهترین گزینه هستند...پرو کردن لباس هایی که فقط یک نمونه از آن ها تن مانکن است-بدون قصد خرید-سرگرمی لذت بخشی است.
۷)آیا تا به حال کودک دل بندتان را در یک پاساژ شلوغ گم کردید؟ آیا اصلا تا کنون کودکی داشته اید؟عیبی ندارد با قرص های تقویتی شما هم صاحب بچه.....هان؟....نه ولی می توانید این تجربه را داشته باشید.اسم کودک شکا چیست؟محمدرضا گلزار؟با شلوار نارنجی و پیراهن صورتی راه راه؟و یک کلاه کاسکت؟ و یک خرگوش که دمش را به دست چپش بسته اید؟ و بادکنکی که چوبش را گذاشته اید در جیبش؟می دانم که لذت شنیدن اکوی این جملات از بلندگوی مرکز خرید حس خوبی در شما ایجاد خواهد کرد!
۸) اگر یک هنرپیشه را در خیابان دیدید چه می کنید؟آفرین!! می روید جلو و بعد از کلی تعریف و تمجید می گویید:وای آقا این ارتفاع پست تون خیلی باحال بود!به ویژه اون صحنه ی آخر!( توجه دارید که اصلا لزومی ندارد آن فرد در ارتفاع پست یا هیچ فیلم دیگری بازی کرده باشد!)
۹)احتمالا در اطراف شما هم کسانی هستند که مواقعی که دور هم جمع می شوید فال قهوه می گیرند و به شدت به آن اعتقاد دارند.به ویژه دختر خاله ای ,کسی که دم بخت باشد و در به در منتظر آمدن خواستگار مربوطه.پیشنهاد ما برای شاد شدن این است: در فرصتی که فالگیر محترمه دارد برای بقیه دری وری می بافد فنجان مورد نظر را برداشته و با یک شی نوک تیز کف فنجان اسم شخصی را که عروس خانم به شدت از او متنفر است بنویسید....کشیدن یک قلب کج و کوله هم شاید خالی از لطف نباشد...حساب کنید سه وعده بعد برای مراسم ازدواج آن دو نوگل نوشکفته به صرف شیرین پلو و ژله دعوت شده اید!!!!
خوب حالا چند تا عکس از گربه!!! من و داداشام و خواهرم و مامانم و زن داداشم عاشق گربه هستیم به جز بابای ضد حال من که از گربه بدش میاد![]()
اینا رو عین کفتر !!!!!!




واااااااااااااای دلم میخواد این دوتا رو بگیرم تو دست فشارشون بدم بس که کوکول و گل بلالی هستن! ( این یه اصطلاح که منو خواهرم کشف کردیم)


عین گربه ی اشرافی


اینا هم گربه های خودم هستن که برادردن.......... چه کثیفن
.......... آخه بابام نمیذاره گربه بخریم بیاریم تو خونه ما هم مجبوریم گربه های ولگرد رو خونگی کنیم!! البته بعضی وقتا میان تو خونمون بیشتر وقتا تو حیاتن.... البته اون سمت راستی تو فصل گربه مستون٬مست شد رفت.... یعنی زن گرفت... ولی اون یکی هنوز هستش.
ا
اینم از ماریا که اقا اردلان دوست داره





خوب خیلی طولانی بود دیگه بسه...... امیدوارم خوشتون اومده باشه...... فعلا بای
نظر فراموش نشه![]()
![]()
نوشته شده توسط باتیستا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 22:40 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام دوستان!!!! بعد از یک قرن من دوباره اومدم. امروز که داشتم بلاگ فا رو می گشتم شعرهای خیلی قشنگی دیدم که حیفم اومد ننویسم!!!!

باور نمی کنم.
این لحظه های گنگ و خیس را
_هنوز و هیچ گاه_
باور نمی کنم.
چه کسی آفتاب را از آسمان کودکیهایم برچید؟
بر کدامین رویای نورسیده خفته بودم
که زندگی ام،
در بی چراغی پیوندی دیرپا گم شد؟
مزرعه،
روزها و روزهاست
بی تو ماندن را جوانه می زند.
و من شبانه،
همه تو را، با همین اندک بودنهایم
به گوش خوشه های تا همیشه زرد
زمزمه می کنم.
می دانم...
در این حوالی
کسی دل آویزی سپید
برای سایه ای از یاد رفته ارمغان نمی آورد.
نگاه کن بانو
در امتداد آنهمه هیچ
مرا ببین
که غربت روزهای خالی اینجا را پوشیده ام
و تا خیال دست های تو
بی امان می دوم...

از بلاگ مهدیه خانم!!!! (اگه درست فهمیده باشم!!) با موزیک متن خیلی قشنگ....
اینم ادرس http://rah-vareh.blogfa.com/8501.aspx
اینم یک شعر دیگه : از همون بلاگ~
چه گریزیست ز من؟
چه شتابیست به راه؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه؟
مرمرین پله ی آن غرفه ی عاج
ای دریغا!
که ز ما بس دور است.
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است...

**********

دیگر
نه ترانه حریف دلتنگی ام می شود.
نه گریه های تنهایی.
نمی آیی؟!
*******

فریادی
و دیگر هیچ.
چرا که امید آنچنان توانا نیست
که پا بر سر یاس بتواند نهاد...
در اخر: مهدیه جان امیدوارم که یک روز این رو ببینی:
ممنونم!!!!!!!!!!!![]()
در اخر یه حرف دارم که بزنم!!!!!
بدون هیچ توقعی دوستی بورزین.... همه ی ما نیاز داریم که یکی کنارمون باشه!!!
تا مثل من نشین نمی فهمین!!! من که می دونم می گم دوستی بورزین!!!![]()
دوستون دارم!!! مواظبه خودتون باشین!!![]()
![]()
نوشته شده توسط محک در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 9:4 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام.حال شما.من که حالم خیلی گرفته...................این عکس تهی رو که دیدم یاد انگشتر خدا بیامرز خودم افتادم که ۲ ماهه گمش کردم بگذریم ![]()
![]()
. دیگه حال ندارم از کشتی کج بنویسم.از وقتی که ادج زن ذلیل اومد کمربند باتی جون رو گرفت همه چیز به هم ریخت.کلی مسابقه برا باتیستا ردیف کردن که به دلیل پیچیدگی زیاد بازی ها من گیج شدم و یه مدت خبر نمیذارم.راستی تولد داداشم نزدیکه.الهی فداش بشم خیلی دلم براش تنگ شده قده یه جوجه.داداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش به خاطر اینکه تبعیض قایل نشم اینم برا اون داداشم گلم
. و خواهرم هم که جای خو دارد یاد بگیرید چه خواهر خوبی هستم.
خوب بعد از معرفی خوانوادم بریم سراغ مطلب:
دیکشنری تفریحات بانوان:
به قول ارسطو: تمام لحظات زندگی زنان سرشار از تفریح است
الف) قبل از ازدواج:
ادامه تحصیل:سال های دور از خانه٬رسیدن به صفاتی چون خانم دکتر و خانم مهندس٬فرصت بتلا بردن اعنماد به نفس تا نزدیکی های ابر٬بازدارنده از هر نوع بیکاری و نهایت این که امیدواری به پیدا کردن موجودی تحت عنوان شوهر( به قولی شوهر شوهر شوهر شوهر)
پارتی و مهمانی:فرصت جمع شدن دور هم و گفتن و خندیدن حتی بدون دلیل٬بهانه صحبت از این و آن و تشدید حس کنجکاوی٬زمینه ی ارتقای خاله زنک خون٬یافتن پاسخ مهم ترین سوالات هفته ی گذشته مثل: بالاخره منیژه شوهر کرد؟ شوهر بیتا رو دیدی که جه قد ایکبیری هست؟مینو بالاخره از اون یارو سبیل کلفته جدا شد؟دختر ماهرخ با نامزدش چه کار کرد؟
آرایشگاه: یه تفریح پر هزینه اما جذاب و مطلوب٬تنها موقعیت تفریح تو تفریح به واسطه ی اجرای مراسمی چون فال قهوه٬فال نخود٬فال گردو
آرایش:تفریحی به دنبال بالا بردن اعتماد به نفس٬آن قدر مهم هست مه از صبح علی الطلوع شروع می شه و تا قبل از خواب ادامه میابد.
سونا و استخر:تلاشی بیهوده برای سوزاندن حجم انبوهی از چربی٬فرصتی برای تغییر رنگ با طعم شیر قهوه یا شیر کاکائو٬بازار معرفی انواع روغن بچه
کلاس زبان: تفریحی شبیه به تفریح ادامه تحصیل٬موقعیتی برای تغییر لهجه و تبدیل سلام به شلام٬خسته شدم به اوه خشته شدم و .... موقعیت ایجاد تغییرات در لب و دهان هنگام حرف زدن٬ پیش زمینه ی خیال سفر به خارج
ب)تفریحات دوران ازدواج:
ازدواج:پایان روزهای تلخ٬فتح بزرگترین قله ی زندگی٬دستیابی به همه ی ارزوهای سال های قبل
خواستگاری:شبیه لحظه ای هست خیالی٬محظه ای تعیین کننده که می تواند به تفریحی واقعی و اورژینال ختم شود
بله برون:در این تفریح طرف بئون اینکه بداند چرا فقط می خندد٬تفریحی در راه است٬ساعات کوری چشم همه ی دختر عمو ها٬ دختر دایی ها و سایر دختران ترشیده و نترشیده فامیل
حنابندان:آن قدر مفرح است که لبخند ها را به خنده تبدیل کرده
مراسم عروسی:خنده ها تبدیل به قهقهه می شوند.فرصتی برای پاسخگویی به همه ی نیاز های روحی٬روانی و ...
ماه عسل: یکی جلوی خنده ها و قهقهه ها را بگیرد که شبیه سکسکه یا چیزی توی این مایه ها شدند٬فرصت ایجاد لحطاتی ناب٬خرج ده ها حلقه فیلم و چندین مموری برای فیلم برداری و عکاسی از موقعییت هایی که دیگر تکرار نمی شوند
ج)بعد از ازدواج:
مهمانی:دم دست رس ترین تفریح بعد از ازدواج٬فرصت تعریف از خوش گذرانی های اوایل زندگی مشترک
مطالعه:تفریح مسخره ای که عروس خانم در غیاب داماد به آن مشغول می شوند٬علاقه مندی به چهره هایی چون نسرین ثامنی٬فهیمه رحیمی و آشنایی با مجلات زرد
آشپزی:بذل محبت به همسر٬گذراندن وقت و کشف غذاهایی چون خورش غوره فسنجان با سر هندوانه
ایروبیک و بدنسازی:جلوگیری از افزایش وزن٬آشنایی با جدید ترین مد ها در زمینه های مختلف
جراحی بینی:بهترین تفریح برای ایجاد تنوع٬کوچک کردن بینی تا نزدیک به اندازه نخود٬رقابت با همه ی دختران فامیل در بالا بردن تعداد عمل ها
ارتوئنسی:تفریحی با هدف ایجاد جاذبه٬خرج چند ملیونی به نفع همه دندان پزشکان٬ احساس نوجوانی و خوش تیپی فراوان
در ادامه این تفریحات موارد متعدد فراوانی چون خرید ٬ عمل ها مختلف بر نقاط مختلف بدن٬کلاس های آموزش رانندگی و تند خوانی٬ پیاده روی تند٬کودک یاری و مدریت خانه یا همون شوهر داری رو هم می توان ذکر کرد.
فعلا دیگه مطلب ندارم جز چند تا عکس قشنگ :
حال می کنید چقد خوشکلن![]()








فعلا بااااااااااااااااااای
نوشته شده توسط باتیستا در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 16:37 موضوع متفرقه | لینک ثابت
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...
اين ۵ سوال عبارتند از
به چي فکر مي کني؟...
آيا دوستم داري؟...
آيا من چاقم؟...
به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
به چي فکر ميکني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر ميکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر ميکرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، دربارهش حرف ميزدم!“...
آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاطترند ميتونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا ميکني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نميتونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاقتر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمهات فکر ميکردم!
به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا ميتونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگهاي خوشگله!
ب) نميدونم اينجور موارد رو چطوري ميسنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر ميکردم!
اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير ميبينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفانيتر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو ميپرسي؟ اين سوال منو نگران ميکنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نميکني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج ميکنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج ميکني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي ميکني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم ميکني و عکسهاي اونو به ديوار ميزني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!
نوشته شده توسط METAL LIZARD در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 17:50 موضوع متفرقه | لینک ثابت
دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.
دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.
دختر 52 ساله: او مي خواهد…خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد… در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.
دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.
دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!
نوشته شده توسط METAL LIZARD در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 17:43 موضوع متفرقه | لینک ثابت
با سلامی دوباره.حال می کنید چقد زود به زود آپ می کنیم!!!!!در چواب نظرات باید بگم ما قصد توهین به جوونای مردم رو نداریم بلکه فقط می خوایم یه کمی تفریح کنیم.آخه همه در جریان هستید که بیکاری بد دردیه!!!!!در جواب مریم خانم : رپ:یک سبک از موسیقیه که توش یه آدم بیکار به اسم رپر میاد و هی حرف میزنه تا اونجایی که خودش هم نمی فهمه چی میگه و به مسایل مختلف فحش میده و از خوب و بد روزگار البته بیشتر بد روزگار می ناله و یا به افراد مختلف از جمله دوست دخترش که با یه پسر دیگه دوست بوده ناسزا میگه.البته همه ی این مسایل مربوط میشه به رپ ایران.رپ خارج همش راجع به این مسایل نیست مثلا از 15 آهنگ امینم فقط یه 3تاش ماله زندگی شخصیه خودش یا مثلا انتقاد از کارای بوش هست ولی توی ایران همش بحث سر دوست دختر و اینا ................. حالا بحث رو عوض می کنم امیدوارم مریم جون جوابشو گرفته باشه و کرم جهنمی سر عقل بیاد که آهنگای رپ چیز قشنگی نیستن که آدم بخاد براشون بمیره.واقعا حیف وقت....................... حالا: آموزش خودکشي - زير 18 سال نخونن
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهای فراوان يا بالعکس صورت ميگيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندي ميكنيم
کسی که در عشقش شکست خورده
شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟
حالا فرض میکنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو برای خودکش جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه
طناب
خب... براي شروع بد نيست
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه
فرض کنيد درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پيدا میکنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب میخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد
يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان
خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنيد
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی
«
استفاده از جوراب»«
سوء استفاده از موش»و در آخر:
تخته سياهي بر ديوار کلاس
همگي به صف ايستاده بودند. تا از آنها پرسيده شود . نوبت به او رسيد. از او پرسيدند : دوست داري روي زمين چه کاره باشي؟ گفت : ميخواهم به ديگران ياد بدهم. پذيرفته شد. چشمانش را بست. باز کرد. ديد به شکل درختي در يک جنگل بزرگ در آمده است. با خود گفت : حتما اشتباهي رخ داده . من که اين را نخواسته بودم. سالها گذشت. روزي داغي اره را روي کمر خود حس کرد. با خود گفت : و اين چنين عمر به پايان رسيد و من بهره خود را از زندگي نگرفتم. با فريادي غمبار سقوط کرد. با صدايي غريب که از روي تنش بلند مي شد ، به هوش آمد. حالا تخته سياهي بر ديوار کلاسي شده بود
.فعلا بای
فقط متال!!!!! و باتیستا!!
نوشته شده توسط باتیستا در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 13:22 موضوع متفرقه | لینک ثابت
به نام پدر...
امروز کل نویسنده های این وبلاگ میخواهند روز پدر را به همه پدرهای دنیا تبریک بگن...![]()
پدر روزت مبارک

پدر یک انسان نورانی است ![]()
یک انسان دلسوز و مهربان...![]()
هر کس غیر این را بگوید واقعا بی انصاف است![]()
واقعا...

مهم نیست که چه کادویی برای پدرهای گلمون بخریم
مهم اینه که بهشون از صمیم قلب این روز را تبریک بگیم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط کرم جهنمی در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 13:55 موضوع متفرقه | لینک ثابت
|
سلام دوستان!!! امروز یه اثر خوب دارم واستون از اخوان ثالث.من که خیلی خوشم اومده!!!شاعر مورد علاقه امه!!! زمستان!!! زمستان اثر جاویدان مهدی اخوان ثالث | |
|
نگه جز پیش پا را دید نتواند و گر دست محبت سوی کس یازی نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین ! منم ، من ، میهمان هر شبت ،لولی وش مغموم نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است چه می گویی که بیگه شد ، سحرشد ، بامداد آمد؟ و قندیل سپهر تلگ میدان ، مرده یا زنده سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ،
یه کم مثل جامعه ی ما نیست؟؟؟؟ با تشکر نظر بدینااااااااااااا........................
|
نوشته شده توسط محک در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 10:15 موضوع متفرقه | لینک ثابت
آدمك آخر دنياست ، بخند ...
آدمك مرگ همينجاست ، بخند....
آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست ، بخند ....
دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند...
راستي آنچه به يادت داديم پر زدن نيست كه درجاست ، بخند.....
آدمك نغمه ي آغاز نخوان .......
به خدا آخر دنياست ، بخند...............

نوشته شده توسط محک در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 13:41 موضوع متفرقه | لینک ثابت
نه دليلي براي گفتن هست و نه گوشي براي شنيدن ...
وقتي سكوتم را التماس ميكني و وادارم ميسازي به خاموش ماندن ...
وقتي چشمانت را ميبندي وبا تمام قوا مرا به اعماق تاريكي هل ميدهي ...
ديگر چيزي باقي نمي ماند .
نه از من
نه از سكوت
نه از تاريكي
نه از خاموشي .
خيالت راحت ............................

![]()
نوشته شده توسط محک در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 20:49 موضوع متفرقه | لینک ثابت
يك دعاي زيبا از خدا خواستم عادت هاي زشت را تركم بدهد. خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني. از او خواستم فرزند معلولم را شفا دهد. فرمود:لازم نيست روحش سالم است. جسم هم كه موقت است. از او درخواست كردم لااقل به من صبر عطا كند. فرمود: صبر حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست! گفتم مرا خوشبخت كن. فرمود:* نعمت * از من خوشبخت شدن از تو. از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت ببرم . فرمود: براي اين كار من به تو* زندگي* داده ام! از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد من هم ديگران را دوست بدارم. خدا فرمود: آها! ... بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد. A beautiful prayer i ask God to take away my habit. God said : No! it is not for me to take away but fir you to give it up. i ask God to make my handicapped child whole. God said : no his spriti is whole his body is only temporary. i ask God to grant me patience. GOD said :no patience is a byproduct of tribulation. it isn't granted it is learned. i asked God to give me happiness. God said : no i give you blessings; happiness is up to you. i asked God for all things that i might enjoy life. God said : no i will give you life so that you may enjoy all things. i asked God to help me love others as much as he loves me. God said: Ahah! finally you have the idea نویسنده : مغز بادام
نوشته شده توسط مغر بادام در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 0:12 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام به همگی
از نظرات خوبتان بی نهایت ممنونم. من هم مثل بقیه این روز مقدس را به همه تبریک میگم. واقعا نمیدونم چی بنویسم. راستی کرم جهنمی چرا اسم منو اخر نوشتی؟

نویسنده:مغز بادام
نوشته شده توسط مغر ب