درباره وبلاگ

سلام چطوری؟ خیلی ممنون که به وبلاگ ما اومدی . توضیح خاصی نمی تونیم بدیم چون این وبلاگ در مورد همه چی هست. از خواننده و بازیگر و کشتی کج تا مدرسه و اتفاقاتی که واسمون افتاده و خلاصه هر چی که فکرش را بکنی. توی نظرات هم اگه در مورد کسی یا چیزی اطلاعات میخوای بگو تا ما واست بگیم.حله؟ راستی یه توضیح: اگه توی قسمت نویسنده ها نگاه کنید یکی هست به اسم موزمارها که ما همه توی اون ارسال میکنیم اما پایین نوشتمون
می نویسیم که این را کی ارسال کرده....پس ما فعلا 5 نفریم...
کرم جهنمی-باتیستا-محک-مارمولک متال-مغز بادام
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
به نام خداوندي كه عشق و احساس و لطافت نگاه مهربانانه را آفريدتا نفس بنده اش را مورد ازمايش قرار دهد!!
مي داني دوست من! براي هر چيزي قداستي وجود دارد ... تو اي دختر آن جواني كه شبها خواب شيرين را از چشمانت ربود همان كه ذره ذره وجودت را به تصرف خود دراورده ديگر تو را به خود باز نمي دهد. تو ديگر نجابتي نداري .تو روزي او را سيراب كرده اي. روزي او را كلامي ارضا كردي. حالا بنگر:او تو را نميشناسد آري! اي دخترك معصوم چرخ زمان مي گذرد و دختري ديگر و فتح معصوميتي ديگر... تو همان مرواريدي هستي كه صدف خود را از دست داده ايي و معلوم نيست كه در آينده به دست كدامين هرزه خواهي افتاد .نجابتي را كه مي توانست هميشه زمان محافظ تو باشد به چه قيمتي فروختي ؟ به چه كسي ؟ به وجودي كه باطنش را گنداب فرا گرفته و ظاهرش فقط درون او را مي پوشاند . از نگاه هاي معني دار و بي اعتماد پدر و مادر و اطرافيان بگذريم. عشقي كه نثار او كردي چه زود پايه هايش فرو ريخت. عسق بي پايه يعني سوختن به پاي ديگري و به خاكستر نشستن . دوست من! مي خواستم با مطالبم احتمال سر خوردن تو را از كوه يخي نوجواني كمتر كرده باشم. در كلام كوتاه من حقيقتي نهفته كه كليد آن فكر خود توست.
و آخرین حرف این که الان حس این اومده که عکس بذارم
وای ی ی ی ی خیلی خوشکله مگه نه؟؟؟


وای ی ی ی ی خیلی خوشکله مگه نه؟؟؟
نظر بدید![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مغر بادام در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 21:26 موضوع خواننده ها و بازیگرها | لینک ثابت
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...
اين ۵ سوال عبارتند از
به چي فکر مي کني؟...
آيا دوستم داري؟...
آيا من چاقم؟...
به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
به چي فکر ميکني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر ميکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر ميکرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، دربارهش حرف ميزدم!“...
آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاطترند ميتونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا ميکني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نميتونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاقتر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمهات فکر ميکردم!
به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا ميتونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگهاي خوشگله!
ب) نميدونم اينجور موارد رو چطوري ميسنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر ميکردم!
اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير ميبينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفانيتر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو ميپرسي؟ اين سوال منو نگران ميکنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نميکني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج ميکنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج ميکني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي ميکني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم ميکني و عکسهاي اونو به ديوار ميزني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!
نوشته شده توسط METAL LIZARD در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 17:50 موضوع متفرقه | لینک ثابت
دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.
دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.
دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.
دختر 52 ساله: او مي خواهد…خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد… در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.
دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.
دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!
نوشته شده توسط METAL LIZARD در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 17:43 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام دوباره...
خب اول از هر چیز یکم دفاع کنم..
من قبول دارم جدیدا هر کی از مامانش قهر میکنه میاد رپر مییشه اما یکی مثله زدبازی و هیچکس و تهی و ابلیس و پیشرو کارشون محشره...
در مورد فحش دادن در رپ هم باید بگم که...اصلا تاریخ رپ از اعتراض سیاه پوست ها شروع شد که توش فحش خیلی کم بود و کارشون اعتراض به وضع جامعشون بود اما بعد کسایی مثله ۵۰ سنت اومدن و سبک این مدلی را اوردن روی کار...(یعنی خوندن در مورد پارتی و فحش و اینا...)که البته بگم من حتی از این نوع خوندن ۵۰سنت هم خوشم میاد![]()
ایرانی ها هم نمیشه گفت تقلید اما مثله اونا اومدن شروع کردن به رپ خوندن که اول ها همش روی اهنگ های خارجی میخوندن اما الان خیلی از این اهنگ ها ماله خودشون هست.![]()
پس نمیشه گفت که رپ ایران فقط در این مورد دوست دختر و اعتراض به جامعه و سیاسی و و.. هست . کلا رپ سبکی هست که ادم در مورد هرچی که میخواد میتونه بخونه و این فقط ایران نیست که رپر بد و رپر خوب داره همه جا همینجوریه...![]()
و اهنگاشون شامل همه چی میشه که من فقط سبک اونایی را که گفتم می پسندم...![]()
حالا در مورد هرچی دلشون بخواد بخونن.......مگه جرمه؟![]()
هرکسی هم یه نظری داره که نمیشه عوضش کرد منم نظرم اینه.
دنیا فقط رپ
۱-رپ خارجی![]()
۲-رپ فارسی
(همونایی که گفتم البته...)
حالا بریم سراغ اپ امروز موافقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


تهی با تیپش را داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایول داره....
وای اهنگ بغضش خیلی قشنگه...برای بچه های معلول خونده...واقعا خیلی دردناکه![]()
میگن ۱۰۰۰نسخش توی بهزیستی پخش شده![]()
خدا کمک کن به این طفل های معصوم/نگاه کن به این چشم های معصوم![]()
اخه وجدانن اونا مثله ما یه انسانن/رفتار ما درست نیست با اونا انصافن![]()
از این تیکه اش هم خیلی خوشم میاد:![]()
وقتی من و تو توی خوشی ها شیرجه زدیم ارزوی اون بچه مرگه هر دفعه...![]()
این لینکش واسه دانلود ( از رپ۹۸)روی لینک زیر کلیک کنید.
حالا چند تا عکس از بکس خارجی...





![]()
![]()

****************************************************
راستی کتاب ۷ را تمام کردم خیلی توپ بود ایول دستش درد نکنه ولی باورم نمیشه تموم شد...
یعنی این همه اضطراب و ماجرا و اینا تمام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(چه له)![]()

این عکس بالا دیگه چه جورشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخه دختر تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب حالا به خاطر دوستم مارمولک متال چندتا عکس از tatu میگذارم ....



خب دیگه این هم یه اپ طولانی و پر از عکس واسه همه کسایی که اهله رپ و هری پاتر و
گروه tatu هستن
تا ارسال بعدی و بازگشت دوباره کرم جهنمی(خودم)
بای بای![]()
نویسنده: کرم جهنمی
نوشته شده توسط کرم جهنمی در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 15:29 موضوع خواننده ها و بازیگرها | لینک ثابت
با سلامی دوباره.حال می کنید چقد زود به زود آپ می کنیم!!!!!در چواب نظرات باید بگم ما قصد توهین به جوونای مردم رو نداریم بلکه فقط می خوایم یه کمی تفریح کنیم.آخه همه در جریان هستید که بیکاری بد دردیه!!!!!در جواب مریم خانم : رپ:یک سبک از موسیقیه که توش یه آدم بیکار به اسم رپر میاد و هی حرف میزنه تا اونجایی که خودش هم نمی فهمه چی میگه و به مسایل مختلف فحش میده و از خوب و بد روزگار البته بیشتر بد روزگار می ناله و یا به افراد مختلف از جمله دوست دخترش که با یه پسر دیگه دوست بوده ناسزا میگه.البته همه ی این مسایل مربوط میشه به رپ ایران.رپ خارج همش راجع به این مسایل نیست مثلا از 15 آهنگ امینم فقط یه 3تاش ماله زندگی شخصیه خودش یا مثلا انتقاد از کارای بوش هست ولی توی ایران همش بحث سر دوست دختر و اینا ................. حالا بحث رو عوض می کنم امیدوارم مریم جون جوابشو گرفته باشه و کرم جهنمی سر عقل بیاد که آهنگای رپ چیز قشنگی نیستن که آدم بخاد براشون بمیره.واقعا حیف وقت....................... حالا: آموزش خودکشي - زير 18 سال نخونن
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنجهای فراوان يا بالعکس صورت ميگيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش ميارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندي ميكنيم
کسی که در عشقش شکست خورده
شما جزو كداميك از دستههاي بالا هستيد؟
حالا فرض میکنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل ميكنه و عزمشو برای خودکش جزم ميكنه. به دور برش نگاه ميكنه و اين وسايل رو ميبينه
طناب
خب... براي شروع بد نيست
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب ميكنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه
فرض کنيد درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پيدا میکنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب میخوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگيريد
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد
يا اونايي که روی سرشون نايلون میکشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب میبندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له میشن... اينا همشون ديوونهان
خودکشی ايدهآل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونیها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو میکنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل ميزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما میميريد
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو ميکشن، وسط يا آخر کار پشيمون میشن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون ميشه و اين درحاليه که داره خفه میشه... يارو میدوه بيرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پايين و میميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنيد
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی
«
استفاده از جوراب»«
سوء استفاده از موش»و در آخر:
تخته سياهي بر ديوار کلاس
همگي به صف ايستاده بودند. تا از آنها پرسيده شود . نوبت به او رسيد. از او پرسيدند : دوست داري روي زمين چه کاره باشي؟ گفت : ميخواهم به ديگران ياد بدهم. پذيرفته شد. چشمانش را بست. باز کرد. ديد به شکل درختي در يک جنگل بزرگ در آمده است. با خود گفت : حتما اشتباهي رخ داده . من که اين را نخواسته بودم. سالها گذشت. روزي داغي اره را روي کمر خود حس کرد. با خود گفت : و اين چنين عمر به پايان رسيد و من بهره خود را از زندگي نگرفتم. با فريادي غمبار سقوط کرد. با صدايي غريب که از روي تنش بلند مي شد ، به هوش آمد. حالا تخته سياهي بر ديوار کلاسي شده بود
.فعلا بای
فقط متال!!!!! و باتیستا!!
نوشته شده توسط باتیستا در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 13:22 موضوع متفرقه | لینک ثابت