درباره وبلاگ

سلام چطوری؟ خیلی ممنون که به وبلاگ ما اومدی . توضیح خاصی نمی تونیم بدیم چون این وبلاگ در مورد همه چی هست. از خواننده و بازیگر و کشتی کج تا مدرسه و اتفاقاتی که واسمون افتاده و خلاصه هر چی که فکرش را بکنی. توی نظرات هم اگه در مورد کسی یا چیزی اطلاعات میخوای بگو تا ما واست بگیم.حله؟ راستی یه توضیح: اگه توی قسمت نویسنده ها نگاه کنید یکی هست به اسم موزمارها که ما همه توی اون ارسال میکنیم اما پایین نوشتمون
می نویسیم که این را کی ارسال کرده....پس ما فعلا 5 نفریم...
کرم جهنمی-باتیستا-محک-مارمولک متال-مغز بادام
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
نوشته شده توسط مغر بادام در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 12:9 موضوع متفرقه | لینک ثابت
روابط خانوادگي با ديگر هنرمندان
>> تانیا جوهری (همسر سابق)
>> پروین کوشیار (زن)
بيوگرافي
فارغ التحصیل در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
علاقمند به کشتی کچ و شرکت در چند مسابقه آماتور در سال 1340.
گوینده فیلم در استودیو شهاب در سالهای 1347 تا 1349.
فعالیت در تئاتر در سال 1354.
شروع فعالیت سینمایی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی) به عنوان بازیگر در سال 1361.
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای "دزد و نویسنده" ، "ترن" و "رابطه" خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم "هامون" (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نامش سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم "کیمیا" (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم "کاغذ بی خط" (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی "روزی روزگاری" ، "خانه سبز" ، "کاکتوس" ، "تفنگ سرپر" و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن داشت.
او آخرین جایزه اش را از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم "سالاد فصل" (فریدون جیرانی) از آن خود کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: "حکم". بخشي از فيلم شناسي:
1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
1385 اتوبوس شب ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1385 دستهاي خالي ( ابوالقاسم طالبی ) [بازیگر]
1384 پیشنهاد پنجاه میلیونی ( مهدی صباغ زاده ) [بازیگر]
1384 عروسک فرنگی ( فرهاد صبا ) [بازیگر]
1384 چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]
1383 سالاد فصل ( فریدون جیرانی ) [بازیگر-فیلمنامه نویس]
1383 ازدواج صورتی ( منوچهر مصیری ) [بازیگر]
1383 حکم ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
1382 صبحانه برای دو نفر ( مهدی صباغ زاده ) [بازیگر]
1381 جایی دیگر ( مهدی کرم پور ) [خواننده]
1380 اثیری ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]
1380 کاغذ بی خط ( ناصر تقوایی ) [بازیگر]
1380 لژیون ( ضیاءالدین دری ) [بازیگر]
1380 مزاحم ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1379 دختری به نام تندر ( حمیدرضا آشتیانی پور ) [بازیگر]
1378 دختردایی گمشده ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1378 عشق شیشه ای ( غلامرضا حیدرنژاد ) [بازیگر]
1378 میکس ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1376 روانی ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
1376 زندگی ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
1375 سرزمین خورشید ( احمدرضا درویش ) [بازیگر]
1374 سایه به سایه ( علی ژکان ) [بازیگر]
1374 عاشقانه ( علیرضا داودنژاد ) [بازیگر]
1374 خواهران غریب ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1373 درد مشترک ( یاسمن ملک نصر ) [بازیگر]
1373 پری ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1373 کیمیا ( احمدرضا درویش ) [بازیگر]
1372 بلوف ( ساموئل خاچیکیان ) [بازیگر]
1371 پرواز را به خاطر بسپار ( حمید رخشانی ) [بازیگر]
1371 سارا ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1371 یکبار برای همیشه ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1370 بانو ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1369 ابلیس ( احمدرضا درویش ) [بازیگر]
1369 جستجو در جزیره ( مهدی صباغ زاده ) [بازیگر]
1368 هامون ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1368 عبور از غبار ( پوران درخشنده ) [بازیگر]
1366 ترن ( امیر قویدل ) [بازیگر]
1366 شکار ( مجید جوانمرد ) [بازیگر]
1365 دزد و نویسنده ( کاظم معصومی ) [بازیگر]
1365 رابطه ( پوران درخشنده ) [بازیگر]
1363 صاعقه ( ضیاءالدین دری ) [بازیگر]
1362 دادشاه ( حبیب کاوش ) [بازیگر]
1360 خط قرمز ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
جوايز و انتخابها:

>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)
[ دوره 23 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1383 ]
.................................................................
>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سالاد فصل)
[ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
.................................................................
>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (چه کسی امیر را کشت؟)
[ دوره 10 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1385 ]
.................................................................
>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (حکم)
[ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
.................................................................
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (کاغذ بی خط)
[ دوره 20 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1380 ]
.................................................................
>> برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (کاغذ بی خط)
[ دوره 3 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1382 ]
.................................................................
>> 2 - دومین بازیگر نقش اول مرد سال (کاغذ بی خط)
[ دوره 17 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1381 ]
.................................................................
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (یکبار برای همیشه)
[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]
.................................................................
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه به سایه)
[ دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1375 ]
.................................................................
>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)
[ دوره 8 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1368 ]
.................................................................
>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)
[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]
.................................................................
>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)
[ دوره 25 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1385 ]
..............................................
میدانم
حالا سالهاست که ديگر هيچ نامهای به مقصد نمیرسد
حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری
من ديدم از همان سرِ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازهی نعنای نورسيده میآيد
پس بگو قرار بود که تو بيايی و ... من نمیدانستم!
دردت به جانِ بیقرارِ پُر گريهام
پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟
حالا که آمدی
حرفِ ما بسيار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانیست ...! 
نوشته شده توسط مغر بادام در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 19:40 موضوع خواننده ها و بازیگرها | لینک ثابت
سلام
یه خبر خیلی خیلی خیلی بد
موزمارها گم شدن کمکککککککککککککککک اصلا پیداشون نیست باور کن
ولی اصلا ناراحت نباشین من که گم نشدم خودم اپ میکنم![]()
اول عکس حسین جون
هرچی باشه من هنوزم توی کف رپ هستم

خب داشتم میگفتم موزمارها گم شدن یعنی مردن به عبارتی
می بینین وبلاگ سوت و کوره وحشت نکنین خودم میام اب و علفش میدم(مگه گاوه؟)
راستی پیشاپیش روز پدر مبارک
******************************
کرم نگو بلا بگو
یه روز طبق در حال جر دادن خودمون بودیم که ببرنمون پارک!
روز اخر مدرسه سال ۸۶ بود و همه خوشحال بودیم که عید شده و پی دی!
بالاخره بردنمون
همراهامون که بوق بودن و کاری بهمون نداشتن ... ما هم راه افتادیم وسط خلویی های پارک
یه چندتا پسر هی با موبایلاشون ور میرفتن و کلاس می ذاشتن ماهم کلی بهشون خندیدیم
و عین بچه نی نی ها رفتیم قسمت بازی ها البته قبلش رفتیم قسمت وسایل بدن سازیش که
خودمون را له کردیم برگشتیم
سوار کشتی وایکنیگ ها شدیم و رفتیم فضا...خیلی ارتفاع داشت بچه ها بالای کشتی بودن و
وایساده بودن اما من و فوری دوستم وسطش بودیم من که بار اولم بود سکته رو زدم
وحشتناک بود اما وحشتاک ترش این بود که میدیدم دوستم سمت چپم نشسته و چشماش
رو بسته و گریه میکنه! مگه مجبوری سوار بشی اخه!!!!!!!!![]()
روبه رویی هام هم چندتاشون رنگشون سفید شده بود جیغ میزدن![]()
زشته دختر دبیرستانی ...
خلاصه بار اول تموم شد بار دوم بچه هایی که اون بالاها وایساده بودن دوباره سوار شدن گیر دادن
به من که تو هم بیا منم عین شجاع ها واسه اینکه ترسم بریزه با فوری دوباره سوار شدیم
رفتیم این دفعه بالا نشستیم ۲تا معلمی که همراهمون اومده بودن یکیشون سکته زد از ترس اون یکی
دوباره سوار شد بعد اوج که گرفت من جیغ میزدم بچه ها هم الکی جیغ میزدن که هیجانی بشه
یهو معلمه برگشت نگای من کرد زد زیر خنده ... خلاصه در طول این ماجرا همش ادای من رو در می اورد
و بهم میگفت مادر شوهر
!!!! گفتم یعنی این قدر بدجنس به نظر می رسم؟گفت نه جیغ که می زنی
صدات شبیه مادر شوهر میشه
همون موقع یکی از دوستام گفت من شبیه چی حرف می زنم؟
بهش گفت شبیه عروس ها!!!خلاصه عروس هم پیدا کردیم
داشتم میگفتم وقتی کشتی ایستاد یهو دیدیم کلی پسر بچه از پشت میله ها دارن نگای ما میکنن!
دبستانی بودن بیچاره ها! اخه میله ها بسته بود ما از روی میله وارد شدیم با پارتی بازی
بعد میله ها رو واسشون زدن کنار عین خر ریختن داخل ما و میخواستن سوار بشن مدیرشون بهمون گفت
شما یه چیزی بهشون بگین این خطرناکه! ما هم حس مامان بزرگیمون گرفت نصیحتشون کردیم اما پسره ی
پررو گفت من پنجم دبستانم یعنی چی اصلا هم نمی ترسم
ما هم گفتیم بابا شجاع بابا ...
خلاصه سوار شدن ما هم رفتیم بقیه قسمت ها اون معلمی هم که می ترسید اومد همراهمون
معلمه پرسید اینم همون جوریه؟بچه ها هم تریپ اذیتشون گرفت گفتن اره بدتره تازه...یه بار یکی پرت شده
این وسط سرش شکسته...یه بار این درهاش باز شده ... خلاصه معلمه ترسید پیاده شد بعد که سوار شدیم
هی از بالا واسش دست تکون میدادیم تا دلش بسوزه!
خلاصه همه برگشتن مدرسه من و دوستام جیم زدیم موندیم پارک
بعد دیدیم خییلی بی کاریم برگشتیم مدرسه اما قبلش کلی خوراکی خریدیم و زنگ اخر هم معلم دینی
گیر داده بود درس بده اما من وسطش به بهانه های مختلف جیم زدم که زود لو رفتم
برگشتم سر کلاس![]()
بعد از عید هم ادامه مادر شوهر شدن من اتفاق افتاد توسط معلم های دیگه که توی اپ های بعد میگم
خیلی نوشتم خسته شدم شما هم خیلی خوندین خسته شدین
نظر یادتون نره

نویسنده:کرم جهنمی
بابای
نوشته شده توسط کرم جهنمی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 9:16 موضوع اموزش کرم ریزی | لینک ثابت