درباره وبلاگ

سلام چطوری؟ خیلی ممنون که به وبلاگ ما اومدی . توضیح خاصی نمی تونیم بدیم چون این وبلاگ در مورد همه چی هست. از خواننده و بازیگر و کشتی کج تا مدرسه و اتفاقاتی که واسمون افتاده و خلاصه هر چی که فکرش را بکنی. توی نظرات هم اگه در مورد کسی یا چیزی اطلاعات میخوای بگو تا ما واست بگیم.حله؟ راستی یه توضیح: اگه توی قسمت نویسنده ها نگاه کنید یکی هست به اسم موزمارها که ما همه توی اون ارسال میکنیم اما پایین نوشتمون
می نویسیم که این را کی ارسال کرده....پس ما فعلا 5 نفریم...
کرم جهنمی-باتیستا-محک-مارمولک متال-مغز بادام
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام …!
سلام به اندازه ی این تاخیر طولانی موزمارهای ایرونی
خیلی دیر اومدیم نه؟خب شما به موزماری خودتون مارو ببخشین.
خیلی توی این مدت دلم واستون تنگ شده بود! همش فحش معلم ها
میدادم که نمیزاشت ما یه روز راحت بیایم توی نت و اپ کنیم…حالا
اینقدر اپ میکنیم تا جبران کنیم البته فقط تا 13…چون بعدش دوباره بدبختی شروع میشه
. هرچند که مدرسه خیلی خوش میگذره!
همین که ادم با دوستاش هست یعنی بهترین لحظه های زندگی.
بگذریم…
***********************************
اپ امروز را اختصاص دادم به بازگشت دوبارمون!
از رپ هم مهم ترین خبرش بازگشت تهی هست و اهنگای جدیدش
***************************
اینم یه عکس از چهارشنبه سوری موزمارها:

***********************************
مواظب خودتون باشین نظر یادتون نره!
بای بای
نویسنده: کرم جهنمی
نوشته شده توسط کرم جهنمی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 19:14 موضوع متفرقه | لینک ثابت
سلام حالتون خوبه ؟ در سلامتیه کامل به سر می برین ؟ ها ؟
اخی چه قدر زود گذشت... تابستان هم تموم شد و مدرسه و درس و منفی های انضباطی شروع
شد ! هنوز حس مدرسه رفتن نیست اما می دونم که وقتی برم بهم خوش می گذره
من مدرسه را لعنت نمیکنم چون میدونم که هرچیزی به موقع اش خوبه ... فکر کنین اگه همش
تابستون بود و مدرسه نمی رفتیم چه قدر کسل کننده بود ! یا اگه همش عید بود و عید دیدنی !(و دیدن پسردایی)
به هر حال اومدم اپ کنم چون شاید توی مدرسه های نتونم زیاد اپ کنم
الان که دارم فکر میکنم می بینم که دلم واسه همه معلم هام تنگ میشه حتی اون معلم پروشیه
که همیشه حالمون را می گرفت... بزارین از اول همه چیز را تعریف کنم :
ما توی مدرسمون یه معلم پرورشی داشتیم خیلی چشمای دلبری داشت ( کنایه بود )
وقتی بهمون نگاه میکرد قلبمون می اومد توی دهنمون ! تقریبا میشه گفت ترسناک بود...
و طبق یه جشنواره ای که هر سال برگزار میشد بچه های همه مدارس باید سرود همگانی
تمرین می کردن و بدبختی این جا بود که همه مدرسه باید توی حیاط زیر نور افتاب می ایستادیم
و میخوندیم ! 2سال قبل که باتیستا و محک هم توی مدرسمون بودن سرود خوب برگزار شد و فیلم
گرفتن و نفهمیدم هم چندم شدیم اما همه چیز خوب گذشت فقط یه بار یکی از دوستای من غش کرد
که اخر خنده بود !
اما پارسال که محک و باتیستا از مدرسمون رفته بودن خیلی اتفاقات افتاد که از موزمارها فقط
من و مغزبادام و مارمولک متال شاهد این جریان بودیم . از بقیه بچه های وبلاگ نویس هم
گوری و مگوری که وبلاگ هزارپای سمی را دارن با ما بودن.
ماجرا از این قرار بود که یه هفته مدیر و معاونامون رفته بودین مسافرت ( فکر کنم مشهد بود)
بعد مشاور مدرسه و این معلم پروشی ( همون ترسناکه ) مدرسه را می چرخوندن !
خلاصه همون موقع بود که سرود همگانی باید تمرین میشد !
همه صف گرفته بودن و کاغذ دستشون بود و از روش می خوندن اما من و چندتا از دوستام
ته صف کرم می ریختیم ... اول که من و روناک ( که الان ازش خبری ندارم ) مسابقه ماکارونی
خوری راه انداختیم ! اخر کثیف کاری بود . هرکی زودتر ماکارونی توی ظرف را بدون دست
میخورد برنده بود .. خلاصه این اولش بود بعد هم من و چندتا دیگه از بچه ها می رفتیم با پا
می زدیم پشت زانوی بچه ها و اونا می افتادن زمین که خیلی خنده دار بود (فکر کن وسطه سرود)
اخر هر سرود هم همه دست می زدیم و می گفتیم بزن به افتخارش / کف و برو تو کارش !
معلم پروشیمون هم اتیش گرفته بود از دست ماها ( یکی دوتا نبودیم که... 4تا کلاس بودیم)
هی می اومد اون وسط داد می زد . منم هی جا به جا می شدم که پیدام نکنه . اخر رفتم جلوی
دوستم یاسمین وایسادم که بهم گفت: به نظرت *** ( فامیلی معلم پروشیمون ) مثله جن ظاهر
نمیشه؟؟ منم که روبه روی یاسمین بودم برگشتم که بگم وای اره و یه خورده بخندیم یهو دیدم معلم
پروشیه پشت سر یاسمین هست ! یاسمین هم برگشت وقتی دید پشت سرشه دهنش باز موند !
دیگه معلمه طاقت نیاورد و همه بچه های هم سن ما رو فرستاد سر کلاس و قرار شد سرود بدون
ماها برگزار بشه ! اما ما 4 تا کلاس متحد شدیم و توی راهرو جمع شدیم و شروع کردیم به خوندن
اول مشاور مدرسه و بقیه کادر که مونده بودن اومدن جمعمون کنن که نتونستن اما تا معلم پروشیه
اومد همه در رفتن !!! همه جیغ می زدن و می دویدن ... ( من هم فقط می خندیدم)
خلاصه یه خورده شورش کردیم و خندیدم اما فایده نداشت 4 تا کلاس از سرود همگانی اخراج
شده بودیم ! کلی تحدیدشون کردیم که به اموزش و پرورش میگیم بدون ما برگزار شده
حتی یکی از بچه ها رفت دکمه ی پاک نوار را زد اما پاک نشده بود نمیدونم چرا ( حتما توی
برق نبوده )
خلاصه روزه فیلم برداری هم در را بستن و نزاشتن ما بریم توی حیاط ...
عین این زندانی ها توی کلاسها بودیم ...و نتونستیم فیلم برداری را خراب کنیم !
چون هیچ معلمی اجازه نمیداد ما 4 تا کلاس از کلاس بریم بیرون
خلاصه قصه ما به سر رسید و اخر کار هم ضایع شدیم رفت !
این بود ماجرای درگیر شدن با یه معلم پرورشی !
همه ی این کارا و کرم ریزی ها و اذیت کردن ها ماله دوران مدرسه هست...
هیچ خاطره ای مثله خاطره هایی که توی مدرسه داری نمیشه .
خب دیگه خیلی اپ طولانی بود ... رفع زحمت می کنم ...
نظر یادتون نره
بای
نویسنده : کرم جهنمِی![]()
نوشته شده توسط کرم جهنمی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 20:55 موضوع اموزش کرم ریزی | لینک ثابت
سلام چطورین؟
من بالاخره برگشتم .راستش دليل دير اپ کردن من اين بود که کامپيوترم پکيده بود. خب حالابريم يه چيزباحال تعريف کنم:
اون روزنشسته بود که يه sms براش اومد:زندگي زيباست/ازدواج تلاش است/جدايي تجربه است/ولي عشق تو چيزي است که هرگزنمي توانم فراموش کنم
چون شماره اشنانبود زنگ زد ببينه کي هست.يه پسري گوشي رو برداشت.
گفت: ــ شما به من sms داديد؟ ــ اره ــ اما من شما رو نميشناسم ــ sms رو اشتباهي فرستادم ــ پس از اينکه مزاحم شدم معذرت ميخوام
ــ حالا اشکالي نداره اگه دوباره sms بدم؟![]()
رو که نبود سنگ پا اسپانيا از اين نرم تره .![]()
مشکل بزرگ:
پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟؟ بوي ترشي کشور رو بر مي داشت (لذا مشکلات زيادي براي شهرداري پيش مي يومد) / ازدواج براي دختران تبديل به ارزو و روياي شبانه مي شد / مانتو ها تنگ تر،جوراب ها کوچيک تر،شلوارها کوتاه تر و روسري حذف مي شد / شوهر مثل قند و پنير کوپني مي شد و صف هاي طولاني براي گرفتن آن به وجود مي امد / پس به اين نتيجه مي رسيم که پسر ها همين طور بي جنبه باقي بمونن هم براي دخترا بهتره هم براي تمدن و جامعه بشري.
اينم چند تا عکس black eyed peas :


چرا اين شكلي شده؟![]()


اين رو حال كنيد:(من که تو کفش موندم)![]()
![]()
نوشته شده توسط METAL LIZARD در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 13:25 موضوع خواننده ها و بازیگرها | لینک ثابت